کجایی تالش و کیستی تالشان

وقتی می گوییم تالش یعنی سرزمینی که در امتداد سواحل غربی دریای خزر از شمال تالاب انزلی تا دلتاها و مصب رودخانه کورا در تالش شمالی کشیده شده است. مرزهای غربی آن با خط الراس کوههای تالش از استان اردبیل جدا     می شود و نوشته های قدیمی، مرز  جنوبی آنرا رودخانه سفیدرود و رودبار امروزی نوشته­اند .

        منطقه تالش سرزمین وسیعی است که از شمال به جنوب در امتداد سواحل غربی دریای خزر کشیده شده است .محدوده جغرافیایی قومی آن بمراتب از محدوده جغرافیایی سیاسی . یعنی واحدهای سیاسی و اداری که در قالب آن اداره می شود، وسیعتر است .

     نواحی تالش شمالی با مرکزیت لنکران و شهرهای لریک، ‌سالیان، یار دملی، ماسللی، جلیل آباد و آستارای آنسوی مرز، بدنبال جنگهای ایران و روس در نیمه اول قرن نوزدهم میلادی، بعنوان غرامت جنگی به روسها واگذار شد. بعبارت بهتر واگذاری تالش به روسها بهایی بود که تالشان برای بقای حکومت قاجارها پرداختند .

       نیک می دانم که قاجارها بدلایل مختلف تاریخی، سیاسی، نظامی و قومی با تالشان که از اقوام اصیل و بومی ایران بودند و هستند، میانه خوبی نداشتند. به همین دلیل با واگذاری قسمتی از تالش به روسها هم از دست تالشان و یکپارچگی آنان راحت می شدند و هم اینکه رضایت دولت تزاری روس را برای بقای خود بدست می آوردند. از اینرو تالش در میانه دو نیروی مخالف قرار گرفت که سالیان دراز درگیر یک جنگ ویرانگر بودند. این جنگها یکی از شوم ترین نتایج را برای منطقه تالش و تالشان ببار آورد. بطوریکه در تالش شمالی سربازان ارتش روسیه ضمن تخریب شهرها، ‌پلها، مساجد، ساختمانها و بناهای تاریخی و منابع ثروتی تالش را بغارت بردند و به این نیز بسنده نکرده، پس از بقدرت رسیدن کمونیستها، هویت قومی تالشان آنسوی مرز را مخدوش و پیوسته کم رنگتر کردند.

  در اینسوی مرز نیز تالش و تالشان سرنوشتی بهتر پیدا نکردند. فتحعلیشاه قاجار بدلیل کینه­ای که از تالشان به دل داشت، اقوام غیر بومی را با اعطای لقب خان به آنان بر تالش مسلط کرد. تا جاییکه درتمام دوره قاجار سرکوب خانواده های قدیمی تالش و تقویت حکام غیر بومی در مقابل آنان ادامه داشت.

در سالهای بعد از آن نیز برای گسستگی هر چه بیشتر میان تالشان دو سوی مرز، شهرستان جدیدی بنام آستارا بوجود آمد، تا تالش بیش از پیش منزوی و شکسته شود.

   توسعه طلبی روسها و سپس شورویها و فشارهای سیاسی و نظامی که از آنسوی مرز به تالش و گیلان وارد می شد، حکومت پهلوی را بر آن داشت که برای مقابله با این فشارها، تالشان مرز نشین را مسلح کرده و بعنوان دیوار دفاعی در مقابل روسها قرار دهد. تجربه و تاریخ نشان داد که بدلایل تعلقهای عمیق میهنی و دینی همین مرزنشینان تالش بودند که در کسوتهای روحانی، خرده مالک، دامدار، ‌رییس طایفه و کشاورز به مبارزه با روسها پرداختند و آنانرا از تالش و گیلان بیرون راندند.[1]

     امروزه در تالش ایران بومی و غیر بومی مفهومی ندارد. آمیزش و همپیوندی مردم به درک مشترکات آنها انجامیده و فارغ از اینکه به چه زبانی صحبت می کنند، عمیقاً در هم گره خورده­اند. بسیارند در تالش که به زبان ترکی یا گیلکی و یا کردی صحبت می کنند، لیکن این افتراق زبانی، همبستگی میان آنان و بومیان تالش را مخدوش نکرده است. هرکس که در تالش بدنیا آمده و یا زندگی می کند و از برکت کار و تلاش خود، معیشت خود را در حوزه جغرافیایی تالش تامین     می کند، بنوعی متعلق به تالش است و همگان در زیر سقف و چتر یک کشور تاریخی و باستانی قرار داریم که ایران نامیده می شود و بشدت عزیزش می داریم. براساس همین درک آگاهانه است که بازماندگان همان حکام و افراد غیر بومی دوره قاجار، امروزه خود را همان اندازه تالش می دانند که خود تالشان.

      این نکته نیز که برخی می گویند تالشان سنی مذهب غیر تالشان شیعه اند، ادعایی بی پایه است. آنها که تالش و تالشان را خوب می شناسند، نیک می دانند که میان مردم و پیشوایان مذهبی آنان، نه تنها هیچگونه اختلافی در این زمینه وجود ندارد، بلکه همبستگی و روابط اجتماعی آنان نیز در نوع خود بی بدیل بوده است. بسیارند از خانواده های حتی روحانی تالش که بدون ملاحظات مذهبی با یکدیگر ازدواج کرده اند؛ و همه می دانیم که در تالش مراسم دینی و مذهبی با مشارکت هر دو گروه برگزار می شود و مصادیق فراوانی از این نمونه ها را می توان بچشم دید و حتی ممکن است خود شما که اینک این صفحات را می خوانید از جمله همین افراد باشید.

     در مورد تالش آنسوی مرز در این شماره مقاله زیادی نوشته شده که با خواندن آن می توانید، ذهنیت خود را نسبت به تالش و تالشان روشنتر سازید.

        اما در مورد تالش اینسوی مرز، یعنی ایران گفتنی ها زیاد است و من پیوسته کوشش خواهم  کرد که تالش و تالشان را هر چه بیشتر و بهتر به هم میهنان خود معرفی کنم. باشد که با شناخت عمیق و آگاهانه از تالشان، برایند نیروهای فکری و عملی خود را جمع کرده و در اعتلای هویت فرهنگی و تاریخی این قوم برباد رفته گامهای سازنده برداریم. مثلی است که می گویند کودکان در زمان حال، جوانان در زمان آینده و پیران در گذشته خود زندگی می کنند. فعالیتهای فرهنگی و علمی و پژوهشی در تالش بسیار نوپا و جوان است. پس برماست که به آینده بیاندیشیم و با بهره گیری از تجربه گذشتگان و تجزیه و تحلیل وضعیت موجود، آنچه را که برای احیای هویت فرهنگی خود باید انجام دهیم دقیقاً برنامه ریزی و طراحی کنیم.

     و اما از تالش خود چه می دانیم و چه باید بدانیم. این پرسشها مجموعه ای از محورهای پژوهشی را در بر می گیرد که در شماره های آینده به تفصیل درباره آنها خواهم نوشت و شما نیز می توانید، نوشته های خود را درقالب مقاله،‌ خاطرات، تجربه، تحقیق و یا بهر شکلی که مایلید برای ما تدوین و ارسال دارید.

        منطقه مرزی تالش امروزه چهار شهرستان بنامهای تالش،‌رضوانشهر،ماسال و آستارا در استان گیلان تقسیم بندی شده است. هرچند که اقوام تالش در شهرستانهای فومن و صومعه سرا نیز نسبت قابل توجهی از مردم این شهرستان را تشکیل می دهند، لیکن از نظر جغرافیای سیاسی، تالشان عمدتاً در چهار شهرستان یاد شده زندگی می کنند. در مورد شهرستان آستارا باید گفت که ساکنان شهرنشین آنرا مهاجرین ترک زبان، ولی عمده ساکنان روستایی آنرا تالشان تشکیل می دهند. نام آستارا  نیز بمعنای استراب یک واژه اوستایی است که استاد پور داود به آن اشاره کرده است و آبادیهایی مانند وینه بین، سیچ، لوندویل، ویرمونی و چلوند عموماً اسامی تالش هستند.

      درمورد وجه تسمیه تالش اظهار نظرهای متفاوتی شده است که من قسمتی از آنها را در مقاله­ای با عنوان تالش تالش است در همین شماره آورده­ام. اما جدای از ریشه شناسی نام تالش،‌ تمام تالش بعنوان یک منطقه تا انعقاد قرار دادهای گلستان و ترکمانچای جزو ایران به شمار می آمد و شهر لنکران کرسی یا حاکم نشین تالش بود. در حال حاضر رودخانه آستارا، تالش ایران را از تالش آنسوی مرز جدا می­کند.

      ایجاد شهرستان آستارا در حد فاصل بین تالش شمالی و جنوبی بیشتر یک تصمیم سیاسی بود تا یک تصمیم متکی به مصالح منطقه­ای در تایید این نکته باید گفت که آستارا تا قبل از پیوستن به گیلان تابع آذربایجان بوده و اداره امور آن از طریق استان آذربایجان انجام می­گرفت. با وجود این تقسیمات سیاسی – اداری جداگانه اینکه شهرستان آستارا نیز درمحدوده کنونی خود جزیی از منطقه تالش است هیچگونه تردیدی نیست. فراتر از آن شهرستان آستارا، بویژه شهر آستارا با ضریب فرهنگی بسیار بالا در میان شهرهای ایران و پویایی اقتصادی وسیعی که امروزه در آن جریان دارد لولا و مفصل ارتباط فرهنگی و اجتماعی تالش جنوبی با تالش شمالی بشمار می رود.

         با ملحوظ داشتن فراز و نشیبهای تاریخی و سیاسی که بر این منطقه رفته است؛ حدود منطقه تالش در قالب چهار شهرستان یاد شده بشرح زیر است: از شمال رودخانه آستارا و شهرستان نمین، از شرق دریای خزر، از غرب شهرستانهای اردبیل، گیوی، خلخال و از جنوب شهرستانهای فومن و صومعه سرا.

      تا سالهای اخیر تالش بعنوان یک شهرستان از استان گیلان دارای پنج بلوک بنامهای کرگانرود، اسالم، تالشدولاب، شاندرمن و ماسال بود. به همین دلیل آنرا خمسه تالش یا بلوک پنجگانه تالش می­گفتند، مرکز خمسه تالش شهر شفارود درکنار دریای خزر بود. باتوجه به اینکه شفارود در منتها الیه جنوب شرق تالش قرار داشت و اداره امور از این نقطه مشکل می نمود. مرکز شهرستان تالش به بازار کرگانرود انتقال یافت و مدتها بازار کرگانرود علاوه بر مرکزیت تجاری، مرکز حکومتی تالش نیز بود[2]. نکته قابل توجه اینکه بسیاری از آبادیهای فعال و پر رونق تالش، ‌بدلیل تجارتی که با روسیه داشتند، درکنار دریا قرار گرفته بودند. مثلاً علاوه بر بازار کرگانرود که محل استقرار حکومت بود، بازارهای دیگر مانند حویق، لیسار و اسالم نیز از بازارهای پررونق ان زمان بشمار می رفتند.

       در طی جنگ جهانی دوم  نیروهای نظامی آلمان برای گشودن جبهه ای در جنوب قفقاز کوشش کردند که در راه میان بندر انزلی وآستارا را که به جاده نادری معروف بود بازسازی نمایند. آلمانیها در مقابل روستای سینکی  بر روی رودخانه کرگانرود اقدام به ساخت پل بزرگی کردند که پایه های بتونی آن هنوز پا بر جاست. پس از عقب نشینی آلمانها ازایران، نیروهای متفقین برای کمک رسانی به شورویها با کمک آنان راه مزبور را آسفالت و حدود یک کیلومتر بالاتر از سینکی، در محل فعلی شهر هشتپر، پل جدیدی احداث کردند.

      با ساخت این پل و   افزایش آمد و شد از راه جدید، بتدریج مغازه های شهر کرگانرود نیز به اطراف این پل انتقال یافتند. بدین ترتیب بود که هسته اولیه شهر جدیدی به نام هشتپر بوجود آمد. در سال 1326خورشیدی مرکز شهرستان تالش رسماً به هشتپر انتقال یافت و نخستین فرماندار تالش به نام آقای شمس امیری وارد هشتپر شد و در ساختمان دو طبقه­ای که هنوز هم در مرکز شهر هشتپر باقیست، مستقر شد.

       در نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن بسال 1335 شهرستان تالش دارای سه بخش بنامهای کرگانرود، تالشدولاب و ماسال و شاندرمن بود. مرکز شهرستان تالش شهر هشتپر است که بعدها به تالش تغییر نام یافت. بدنبال تقسیمات جدید کشوری، درسال 1376 بخشهای تالشدولاب با مرکزیت رضوانشهر و ماسال و شاندرمن با مرکزیت ماسال به شهرستان تبدیل شدند. براساس آخرین تغییرات شهرستان تالش دارای سه نقطه شهری به نامهای تالش، اسالم و لیسار است. شهرستان رضوانشهر دارای دو نقطه شهری بنامهای رضوانشهر ( مرکز شهرستان ) و پره سر، شهرستان ماسال نیز دارای یک نقطه شهری بنام ماسال است. 

در حال حاضر شخصات شهرستانهای منطقه تالش بشرح زیر است :

نام شهرستان

مساحت

کیلومتر مربع

جمعیت

تعداد

بخش

تعداد دهستان

تعداد

شهر

تعداد

روستا

تالش

رضوانشهر

ماسال

آستارا

6/2215

804

486

334

155352

57735

48899

63254

3

2

2

1

8

4

3

3

 

3

2

1

1

 

320

91

94

71

جمع

6/3839

325240

8

18

7

576

ماخذ : سیمای اقتصادی اجتماعی شهرستانهای تالش ، رضوانشهر ،ماسال ،آستارا ، سازمان برنامه وبودجه استان گیلان ، 1377

     علاوه بر چهار شهرستان فوق که در قلمرو جغرافیایی و تاریخی تالش قرار دارند و بیش از 325هزار نفر جمعیت تالش نشین در این شهرستانها زندگی می کنند، تعداد دیگری از تالشان در شهرستان های نمین، اردبیل، ‌خلخال، فومن،  صومعه سرا و شفت نیز زندگی می کنند که تعداد دقیق آنها تفکیک نشده است.[3]

سیمای طبیعی تالش از چهار تیپ اراضی با قابلیت های مختلف تشکیل شده است که عبارتند از:

       -          زمینهای ساحلی در امتداد دریای خزر

-          زمینهای جلگه ای به عرض 1تا 50 کیلومتر

-          زمینهای کوهپایه ای با راتفاع حدود 500متر ودره های نسبتاً باز

-          زمینهای کوهستانی با ارتفاع بیش از 500متر

        شهرهای منطقه تالش عموماً درنواحی جلگه ای قرار گرفته اند. به استثنای شهر تاریخی ماسوله که در ارتفاع 1520 متری از سطح دریا قرار دارد، بقیه شهرهای منطقه تالش در ارتفاع کمتر از 100متر ساخته شده اند. ارتفاع برخی از شهرها بشرح زیر است .

                                                                             آستارا                                    32- متر

   تالش                                     54+ متر

                                                                              رضوانشهر                               40+ متر

   پره سر                                    40+ متر

      ماسال                                     60+ متر

    حدود یک سوم ( 32%) مساحت منطقه تالش را زمینهای جلگه ای و ساحلی، 14% را اراضی کوهپایه­ای و 35% آنرا زمینهای کوهستانی تشکیل می­دهد.

        تالشان چه بدلایل معیشتی و چه بدلایل محیطی تا قرون اخیر عموماً در ناحیه کوهستانی و کوهپایه ای زندگی   می کردند. ناحیه جلگه­ای بدلیل جنگلها و بیشه زارهای انبوه، همچنین زمینهای باتلاقی جمعیت بسیار کمی داشت. آبادیهای پراکنده که در کنار مصب رودخانه و نزدیک ساحل وجود داشتند، مهمترین مراکز تجاری تالشان را تشکیل     می دادند. داد و ستد تالشان عمدتاً از طریق همین بنادر با شهرهای باکو و لنکران انجام می­گرفت و بازرگانان از تجارت با این شهرها سودهای زیادی می بردند. حتی کشاورزانی که به دلایل معیشتی در روستاهای جلگه ای زندگی می کردند، برای حفظ سلامت خود در برابر بیماری مالاریا، پس از کشت برنج مزارع را به میراب و آبیارها سپرده و بهمراه خانواده خود، تا فصل برداشت محصول به نواحی ییلاقی می رفتند.

      قدمت و سابقه سکونت در نواحی ییلاقی بسیار قدیمی است و حتی برخی پژوهشهای علمی آنرا به دوره سنگ نسبت می دهند. آبادیهای قدیمی مانند وردم و شالما در ییلاقهای ماسال، اورما و فلکه سر در شاندرمن، ارده و پارگام در تالشدولاب، ناو در اسالم، مریان و اسبه سرا در کرگانرود، بزاژی و بالاژیه در حویق و چوبر و بسیاری دیگر آثار پیش از تاریخ و باستانی زیادی در خود دارند که هنوز حتی بدرستی شناسایی هم نشده اند. بدرستی می توان گفت که اگر حفاریهای باستان شناسی بطور اصولی و بر اساس روشهای علمی انجام گیرد، پیکره اصلی تمدن تالش از زیر خاک بیرون خواهد آمد.

      نواحی کوهستانی و کوهپایه ای تالش بدلیل برخورداری از آب و هوای سالم و مناظر زیبا از بهترین نواحی گردشگری کشور هستند. متاسفانه این نواحی در نظام برنامه ریزی و عمران منطقه ای کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. به همین دلیل مردم به ناحیه جلگه ای که برای کشاورزی اهمیت فراوانی دارد، کشانده شده اند.

  جنگلهای تالش که از مهمترین منابع ثروت ملی کشور هستند و طی 150 سال گذشته بشدت آسیب دیده اند، به مدیریت و نظام بهره برداری جدیدی احتیاج دارند که باید بصورت بنیادی مورد بازسازی و تجدید نظر قرار گیرند.

     ظرفیتهای صیادی رودخانه ها ی تالش طی سالهای گذشته بدلیل تخلیه فاضلابهای شهری و صنعتی به آنها بشدت کاهش یافته و آسیب دیه اند. نظام دامداری که از فعالیتهای اصلی مردم بشمار می رود، در شکل سنتی خود فاقد توجیه اقتصادی بوده و برای صنعتی کردن آن باید طرح ریزی جدید و برنامه مدونی تهیه گردد.

     کشاورزی و مراحل کاشت و داشت و برداشت ان در چنبره ای از مسایل فنی، ابزاری و اقتصادی گیر کرده که نیاز  به تحول بنیادی دارد. شهر نشینی در شهرهای موجود با شتاب فزاینده ای در امتداد راههای اصلی توسعه می یابد و به شکل شهرهای بی قواره طولی در آمده اند که حجم آمد و شد در آنها زندگی و کار شهرنشینان را نیز مختل کرده است.

   امروز نگاهی گذرا به تالش نشان می دهد که این سرزمین زیبا و پر برکت با مردمان سخت کوش وجوانان با استعداد و سرمایه کلانی که در اختیار دارد، در زمره یکی از محروم ترین نواحی استان گیلان بشمار می رود.

       چرا چنین شده است .نیاکان ما با مایه گذاشتن از جان خود، حداقل قسمتی از تالش را از تجاوز و غارت روسها نجات دادند. آنچه برای ما برجای مانده، نه فقط برای تالش، بلکه بریا استان گیلان و حتی اقتصاد ملی کشور اهمیت زیادی دارد.

به همین دلیل در این سلسله نوشته ها کوشش خواهد شد تا ضمن معرفی توانهای محیطی، اقتصادی و ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی تالش، تنگناها و امکانات موجود برای بالندگی تالش نیز مورد بررسی قرار گیرد.

         برای رسیدن به چنین مقصودی باید واقع بینانه و آگاهانه به مسایل نگاه کرد باید مسایل حاشیه ای و تفرق افکنانه را که حاصل بینشها و افکار ناپخته زمان خود است کنار گذاشت. باید بدرستی اندیشید و حاصل آنرا در قالب نوشته و یا گفتگوی مستقیم با مسئولین درمیان گذاشت و از این میان تصمیم های سازنده ای برای بالندگی منطقه اتخاذ کرد .

[1] - برای  اطلاع بیشتر در مورد این وقایع می توانید به کتابهای جستارهایی در تاریخ تالش، تالیف عبدالکریم آقاجانی تالش وکتاب تالشان، تالیف حسین احمدی و اخبار نامه ،نوشته میرزا احمد لنکرانی، به اهتمام علی عبدلی هر دو از انتشارات وزارت امور خارجه مراجعه نمایید.

 [2] - از بازارکرگانرود تنها بنای حمام آن برجای مانده است. ساختمان گمرک نیز تا سال 1326 برپا بود. نیکیتین آخرین کنسول روس در رشت عکسی از بازار کرگانرود را در صفحه 102 کتاب خود چاپ کرده است .

 [3]- در نواحی جنوبی شهرستان خلخال، یعنی بخشهای کلور و هشجین تعداد زیادی از ساکنین این نواحی که به زبان تاتی صحبت می کنند در اصل تالش هستند. زبان تاتی با تالشی حدود 95% همپوشی دارند و اگر منابع قدیمی حدود جنوبی تالش و تالشان را رودخانه سفیدرود و رودبار ذکرکرده اند ،بدلیل همین پیوستگی قومی و حوزه جغرافیایی زیست آنها بوده است. بعدها بدلیل مسایل سیاسی و اداری این پیوستگیها گسسته شده است. در هیمن زمینه مقاله آقای دکتر نظریان در این شماره به موضوع اشاره کرده است.

 منبع : فصلنامه تحقیقات تالش شماره 1 – پاییز1380

/ 1 نظر / 6 بازدید