جشن ها و آیین ها استان گیلان

 

جشن ها و آیین های سنتی هر منطقه از دیدنی ترین جاذبه های اجتماعی آن منطقه به شمار می آیند. آیین‌ها و مراسم سنتی در استان گیلان به ترتیب زیر طبقه‌بندی می شوند:
1- آیین‌ها و مراسمی که در طول زندگی یک فرد انسان انجام می‌شود و محور انجام آن فرد انسانی است.
2- آیین‌ها و مراسمی که در گردش یک سال قمری برگزار می‌شود و برگزاری آن‌ها به یک روز مشخص و یا روز و روزهای مشخص از آن سال بستگی دارد.
3- آیین‌ها و مراسمی که در گردش یک سال خورشیدی برگزار می‌شود و برگزاری آن‌ها به یک روز و یا روزهای مشخص از آن سال بستگی دارد.
4- آیین‌ها و مراسمی که در رابطه با فعالیت‌های تولیدی و معیشتی انجام می‌شود اگرچه برگزاری آن‌ها در محدوده معین از یک سال خورشیدی است.
در حقیقت آیین‌ها و مراسمی که مورد بررسی قرار می‌گیرند به مقاطع مختلف زندگی فرد انسانی از تولد تا مرگ مربوط می‌شود و محور انجام آن‌ها فرد انسانی است اگرچه برگزاری مراسم مزبور عموما به جمع کشیده می‌شود. در گیلان از تولد، ازدواج تا مرگ انسان ها دارای رسم‌ها و آداب معین و مشخص است و نوعی جشن تلقی می شود.
جشن های رایج در این منطقه و قسمتی از آداب و رسوم حاکم بر آن ها به شرح زیر می آید:
نوروز و مراسم آن: نوروز کهن ترین جشن رایج در استان گیلان است. خانه تکانی و نوروزی خوانی از اولین اقدامات آماده شدن برای جشن بزرگ نوروز در این منطقه است. گروه نوروزی خوان‌ها در گذشته غالباً از سه نفر تشکیل می‌شد. یکی از آن‌ها «سرخوان» بوده و دو نفر دیگر تکرار می‌کردند و مردم به آن‌ها برنج، تخم‌مرغ، شیرینی، پول و چیزهای دیگر هدیه می‌دادند و اگر صاحب خانه‌ای هم که ناخن خشکی می کرد؛ شعرهایی مناسب حال داشتند و برای او می‌خواندند و نوروز‌خوان ها را معمولاً گروهی از کودکان محل شادمانه وبا شور شوق همراهی می کردند.
گروه عروسی کولی‌ها عروسی گوله نیز از جمله پیش آهنگان نوروز است که همانند نوروز خوان‌ها شب‌ها حرکت می‌کردند و درب هر خانه‌که باز می‌کردند از صاحب خانه هدیه‌هایی که عبارت بود از: برنج، تخم‌مرغ، شیرینی و گاهی پول می گرفتند. در واقع نمایشی عروسی گوله ریشه در سنت‌های نمایشی اسطوره‌های کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن ها نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز بر می‌خیزد و معمولاً چند روز پس از نوروزی خوان‌ها ظاهر می شدند. نمایش سنتی «عروس گوله» را در مناطق کوهستانی خاور گیلان «پیر بابو» و در مناطق باختری گیلان «کوسه» می نامیدند.
عیار آتش‌باز (غول آتش باز) از جمله دیگر پیش‌آهنگان نوروز بود که در مقدم بهار شب‌های نوروز و محلات و کوچه‌های گیلان را پر از شادی می‌نمود. رسم بر این بود که آتش بازها با صورت سیاه کرده از دوده، در کوی و برزن به آتش‌بازی می‌پرداختند و آتش باز کلاس بوقی بر سر می‌نهاد. یک ظرف نفت و چند مشعل به دست میگرفت. مشعل‌ها را آتش می‌زد و در دهان فرو می‌برد و خاموش می‌کرد و نفر همراهش هم خود را به همان شکل می‌آراست و دو تخته چوب به دست می‌گرفت و بر هم می‌کوفت. آتش بازان برخلاف نوروز خوانان و گروه عروس گوله بیش‌تر در بازار و جلوی دکان‌ها به هنرنمایی می‌پرداختند و نیازشان را از مغازه‌داران می‌گرفتند. در هر محله و کوی گروهی از بچه‌ها نیز جست و خیز کنان همراه‌شان بودند و برای‌شان شعر می‌خواندند. مراسم خانه تکانی نیز زدودن گرد و غبار یک سال از همه ی قسمت های خانه بود که هم اکنون نیز انجام می شود. گردو غبار سال را از درب و دیوار خانه زوده‌اند دانه‌های گندم، برنج، عدس در کاسه‌ها سبز کرده‌اند تا به نشانه سرسبزی و برکت برخوان نوروزی نهند و تخم‌مرغ‌ها را رنگ قرمز زده‌اند. تا در بساط هفت سین شادی را و زایندگی و تداوم نسل را نمادی و نشانه‌ای آرمانی باشد و بچه‌ها عیدانه و بازیچه‌ای دلنشین کودکان را در حد توان لباس نو پوشانده‌اند و یا جامه‌ی تمیز در بر کرده‌اند و بزرگ‌ترها نیز خانه را به گل و سبزه آراسته و آب و جارو کرده‌اند.
خوش‌قدمان در راهند تا شاخه‌های شمشاد همیشه سبز بر خانه‌ها ببندند. برگی از دفتر زمانه می‌خواهد ورق بخورد. در آخرین ساعت‌های سال کهنه در آستانه حلول سال نو سفره هفت سین را می‌چینند و منتظر سال نو می‌شوند. درباره تحویل سال نو؛ باورها و آداب و رسوم خاصی در گوشه و کنار گیلان وجود دارد. در شهرهایی که امام زاده و زیارت‌گاه معتبری وجود دارد. بسیاری از مردم ساعت تحویل را در آن جا جمع می شوند هنگام تحویل سال باید چراغ های خانه و شمع و چراغ سفره هفت سین روشن باشد. در برخی از مناطق و از جمله در روستاهای اطراف رودبار، برآنند که در لحظه تحویل سال آب‌ها از حرکت می‌ایستند و هر کس لحظه ی سکون آب را دریابد، هر مرادی داشته باشد بر آن کامران خواهد شد.
آمدن «سبک پا» یا «خوش‌قدم» در هنگام تحویل سال و یا صبح نوروز، نیز در اغلب نقاط گیلان مرسوم است. خوش‌قدم را از قبل انتخاب می‌کنند و او صبح نوروز یا قرآن، آینه، آب، شاخه‌های گل، شکوفه، شمشاد را در چفت در خانه و اتاق می‌آویزد. گل و شکوفه را در طاقچه ی اتاق می‌گذارد. مقداری آب در پاشنه درب می آویزد، قرآن، آینه و آب را روی سفره هفت سین قرار می‌دهد. مبارک باد می گوید. سکه‌ای برای شگون به صاحب خانه می‌دهد و عیدی و شیرینی می‌گیرد. خوش قدم به علت آن که تمام خانه را قدم می‌زند و خیر و برکت گام‌هایش را به همه جای خانه می‌رساند «خان پاژن» نیز می‌نامند.
در روستای «گنجی محله» تالش؛ شب هنگام تحویل سال زن خانه، مقداری از غذای شب را با غذایی که هر یک از افراد خانواده از سهم خود باقی گذاشته‌اند، در دیگ می‌گذارد؛ سپس همگی از اتاقی که سفره شام در آن گسترده شده بیرون می‌روند. درب خمره ها و انبار و هر چه را که در آن ذخیره‌ای دارند نیز باز می‌گذارند تا نوروز بیاید به سفره و انبار و همه آن چه که در خانه است سر بزند و برکت ارزنی دارد. پس از تحویل سال و یا صبح نوروز عید دیدنی و یا دیدارهای نوروزی آغاز میشود و نوعروسان برای «گلاب زنی» همراه دختران هم سن وسال خود صبح نوروز به دیدن پدر و مادر نامزدش می‌رود، بر اهل خانه گلاب می پاشد، عید مبارکی می گوید و عیدانه می‌گیرد. بذر صمیمیت و یگانگی بر دل‌ها می افشاند و شالوده خانواده آینده‌اش را استحکام می‌بخشد. وقتی اهل آبادی همه با هم در قالب گروه؛ خانه به خانه به عید دیدنی می روند. گل‌های آشتی می‌شکوفد و همه خود را جزیی از یک خانواده ی بزرگ احساس می‌کنند. نوروز با چنین نقش قرن‌ها مسندنشین سنت‌ها و سرآغاز سال‌های مردمان این سرزمین بوده، دل‌هایشان را به هم نزدیک کرده و گرمی بخش جمع‌شان بوده و آن‌ها را به هم پیوند داده است.جشن چهارشنبه سوری: چهارشنبه سوری نه در گیلان بلکه در تمامی نقاط ایران برجسته‌ترین و پرشورترین رسم در مجموعه رسم‌های مقدمه نوروز است که در نقاط مختلف استان گیلان متفاوت است. در ماسال و آبادیهای جنگلی اطراف آن و کوهستان های تالش چهارشنبه سوری را «کولی کولی چارشنبه» می‌نامند. اهالی ماسال برای چهارشنبه سوری یا «کولی کولی چارشنبه» رسم به خصوص دارند. شب چارشنبه سوری به طرف قبله در هفت جا پشته‌های کاه می‌گذارند و هنگام غروب آتش می‌زنند سپس از روی آتش می‌پرند و می‌گویند«کولی کولی چارشنبه» همه مردم آن شب شادی که وعده‌ای یا تفنگ شلیک می‌کند و بعد در کنار سفره شاه گرد می‌آیند. مرسوم است که در این شب در سفره باید هفت نوع خورش و خوردنی باشد.در آستارا توده‌هایی از کلش (ساقه‌های خشک‌ شالی) را به تعداد پنج یا هفت یا نه کپه گرد می‌آوردند و آتش می‌زدند. اول بزرگ‌ترها و بعد جوان‌ترها و بچه‌ها از روی آن‌ها می پرند. در دیلمان نیز پنج یا هفت یا نه کپه گون می‌گذارند، آتش می‌زنند و از روی آن‌ها می‌پرند. در بندر انزلی و حول و حوش آن هم از روی آتش کلش‌های شالی می‌پرند. در نومندان و یسار و هشت‌پر هفت کپه کلش روشن می‌کند و به زبان ترکی دردو بلای‌شان را روی شعله‌های آتش می‌ریزند.خریدن آینه، اسفند و ماهی سفره هفت سین، در شب چهارشنبه سوری شگون دارد به ویژه در رشت این کار با آداب خاص انجام می‌دهند. پس از چهارشنبه سوری دیگر همه در تدارک نوروزند. کهنه کوزه‌های گلین را با خاکستر آتش چهارشنبه سوری به دور افکنده‌اند.
جشن سیزده نوروز: سیزده نوروز به اصطلاح سیزده به در آخرین مرحله از مراسم سنتی نوروز است. عموماً برگزاری سیزده به در را به لحاظ باور داشتن به نحس عدد سیزده و برای دفع نحس آن می‌دانند این روز را با سرور و شادی و دسته‌جمعی در میان سبزه‌زارهای می‌گذارنند، غذاهای سبزی‌دار می‌خورند، سبزه‌های نوروز را به آب روان می‌سپارند. شب یا روز سیزده به کنار رودخانه می روند و مقدار معینی سه، پنج یا هفت دانه سنگ در آب می اندازند. در روستای «کیارمش» اشکور تا چند سال پیش رسم بود که همه‌ اهالی سفره‌های شان را کنار هم پهن می‌کردند و غذاهای‌شان را در همان سفره می‌نهادند و به این ترتیب همه با هم بر سر یکسفره می نشستند و به آخرین روز مراسم نوروز را با یگانگی و همدلی بیش‌تر با پایان می‌بردند.
در برخی نقاط جنگلی گیلان نیز رسم بود که در روز سیزده مردان دسته جمعی به شکار گراز که آفت عمده شالی زارها و مزارع است، می‌رفتند و زنان به جشن و پای کوبی می پرداختند. رسمی که برخاسته از شرایط اقلیمی و فرهنگی خاص این خطه بود و پایان نوروز را با آغاز کار و فعالیت کشاورزی مربوط می‌ساخت. این رسم در دو روستای «دیزبون» لاهیجان و «حاجی سرای» لنگرود به این ترتیب اجر می‌شد که از بامداد روز سیزدهم و با تفنگ، داس، تبر و سگ‌های شکاری در میدان ده گرد می آمدند و دسته جمعی به سوی بیشه‌های کنار روستا حرکت می‌کردند و بیشه را قطعه قطعه در محاصره می‌گرفتند و با سر و صدا، هیاهو، شلیک گلوله گرازها را از حوالی روستا می‌رهاندند.
جشن تیرگان: تیرماه سیزه یا تیرماسینزه tirmasinza یکی از آیین‌های سنتی خاور گیلان و مازندران است که مبتنی بر گاه‌شماری محلی این مناطق است و ریشه در جشن باستانی تیرگان دارد. دو رسم عمده ی جشن تیرماسیزه یکی فال‌گیری و دیگری «لال شوش زنین» است که البته شکل انجام آن در نقاط مختلف متفاوت است. رسم «لال شوش زنی» بر این قرار است که در این شب (تیر ماسیزه) یک نفر و معمولاً بزرگ‌تر خانواده بی‌آن که سخن گوید: ترکه‌ای را به آرامی به بدن اهل خانه، دام‌ها و به درب و دیوار و انبار آذوقه و چیزهای دیگر می‌زد تا موجب برکت شود و نیز گفتنی است که برخی جشن تیر ماسیز، را با حماسه آرش کمان‌گیر، مربوط می‌دانند و شاید آن توان فوق بشری که آرش در تیر کرده و برکت آن گشادگی مرزهای ایران زمین حاصل شد، در باورهای مردم مادر برکت دهی ترکه‌های «لال شوش» باقی مانده است.
جشن ازدواج: ازدواج؛ مهم ترین جشن های خصوصی مردم استان گیلان به شمار می رود. از نکات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گیلان به ویژه در مناطق روستایی آن بوده که پیوند دو خانواده اصولاً با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز می‌شود. تأملی در قسمت‌های مختلف این مراسم نشان می دهد که اگرچه از جهت مالی داد و ستدهای در قالب هدایای مختلف بین دو خانواده صورت می‌گیرد که البته بخش عمده ی آن جنبه کمک به عروس و داماد را دارد. اما همکاری‌های مختلف بسیار چشم گیر است. از جمله این همکاری‌ها از سوی داماد و عروس برای خانواده عروس و برای خانواده داماد است. از طرف داماد کمک‌رسانی به پدر عروس در شالی‌کار، دروی شالی، کُلش ریختن بام خانه‌ها، دروی گندم و سایر کارهای کشاورزی و باغ‌داری، دام‌داری، نوغان‌داری و غیره که بر عهده‌ی مردان است و از طرف دختر برای یاوری دادن به خانواده داماد، در برخی کارها از جمله در شالی‌کاری و چای چینی معمول است که «گیشه یاوری» نامیده می‌شود.
از جمله شنیدنی‌ترین رسم‌هایی که با یاوری ارتباط پیدا می‌کند؛ رسمی است که در گوری محله لیشک از روستاهای نزدیک سیاهکل معمول است. در این روستا معاش مردم، کشاورزی و گاوداری است. در فصلی که درختان برگ دارند کشاورزان هر روز صبح گاوهایشان را از خانه بیرون می‌کنند و برای خوراک آن‌ها سر شاخه‌های درختان را با داس می‌زنند و به زمین می ریزند. این کار را در اصطلاح محل «ایجین زین» می‌نامند. تا سالیانی پیش رسم بر این بود که اگر پسری دل به مهر دختری می‌بست، سحرگاه وقتی خانواده دختر گاوهایشان را بیرون می‌فرستادند، بالای درختی می رفت و برای گاوها ایجین می‌زد. وقتی پدر دختر به سرکشی گاوهایش می‌رفت با دیدن او پی به موضوع می‌برد، به خانه می‌رفت و به زنش می‌گفت که فلان پسر برای دخترمان «ایجین» آمده و در صورت موافقت، زن خانه همان روز غذایی تهیه می کرد و پسر را برای ناهار دعوت می کردند. دختر اگر گوشه چشمی به پسر داشت با بیرون رفتن از خانه موافقت خود را اعلام می‌کرد و در صورت توافق؛ خواستگاری رسمی انجام می‌شد. از جمله رسومی که بعد از مراسم خواستگاری صورت می‌گرفت؛ جشن عقدکنان، حنابندان و کیشه‌بری است که هر کدام دارای رسم خاص مربوط به خود هستند.
مجلس عقدکنان در خانه ی عروس برگزار می‌شود. لوازم عقد را به طور معمول در خوانچه می‌چینند و به خانه ی عروس می‌فرستند. در روستاهای کوهستانی دیلمان آن چه را که برای عقد خرید کرده‌اند بار چند قاطر می‌کنند و قاطرها را زنگ می‌بندند و با ساز و نقاره همراه می‌کنند. کفش و لباس عروس، آیینه و چراغ، کله قند و شیرینی، عسل، نبات، برنج، روغن و قرآن مجید از جمله لوازمی است که برای مجلس عقد فرستاده می‌شود. حنابندان یکی از مهم‌ترین مراسم های عروسی است که به تفاوت در تمام نقاط گیلان انجام می ‌شود و به طور معمول شب قبل از عروسی صورت می‌گیرد.
- در روستاهای اطراف رودبار، از جمله در گلدیان: از خانه داماد مجمعه‌ای حاوی حنا، شیرینی، نان، آینه، آب، شمع و میوه به خانه عروس می فرستند و به همین ترتیب مجمعه‌ای هم از خانه عروس به منزل داماد می‌برند و دست و پای داماد و کف دست عروس را حنا می‌گذارند.
- در ماسال و روستاهای اطراف آن در خانه عروس حنا را در ظرفی خیس می‌کنند، دست و پای عروس را حنا می گذارند و دستمالی را هم که مقداری حنا در آن گذاشته‌اند کف دست داماد قرار می‌دهند.حاضران نیت می‌کنند و از حنا کف دست داماد برمی‌دارند.
- در نومندان هشت‌پر؛ شب حنابندان سر و صورت داماد را اصلاح می‌کنند. انگشتش را حنا می گذارند و سپس شمعی در ظرف حنا قرار می‌دهند و آن را دور می‌گردانند و برای داماد پول جمع می کنند.
- در دیلمان زن آرایش‌گر کف دست عروس را حنا می‌بندد و برایش شعرهای حناسری می خواند و در هر بند آن زنان مبارک باد می‌گویند.
- در منطقه‌ی خاور گیلان و در نقاط کوهستانی؛ رسم است که هنگام حنابندان شخص پشت سر داماد می‌ایستد و اشعار حناسری را به آهنگ مخصوص می‌خواند.
گیشه‌بری: در استان گیلان بردن عروس به خانه ی داماد «گیشه بری» نام دارد و به اصطلاح پرهیجان‌ترین قسمت از مراسم عروسی و نقطه اوج این مراسم است. در خاور گیلان رسم بر این است نهالی را که از خانه پدر کنده‌اند؛ عروس و داماد همراه خود می‌برند و با هم در حیاط خانه‌ی داماد می‌نشانند. در برخی از روستاها مادر عروس پای خروس را که از مادر داماد گرفته با رشته‌های رنگین ابریشم به پای مرغی می بندد و آن مرغ و خروس را با عروس همراه می‌کنند تا در خانه داماد بند از پای آن‌ها برگیرند و در لانه‌ای که آماده کرده‌اند؛ جای‌شان دهند. در بسیاری از نقاط؛ نان و آرد در سفره‌ای به کمر عروس می بندد تا با خود خیر و برکت به همراه داشته باشد؛ به این ترتیب عروس عازم خانه بخت می شود.
جشن های مذهبی نیز در این دیار از اهمیت بسیار زیادی برخوردارهستند و آداب و رسوم حاکم بر آن ها درهمان چارچوب برگزاری این مراسم ها درسراسر کشور است. جشن های بزرگ مذهبی دراستان گیلان شامل: جشن میلاد حضرت محمد (ص)، جشن میلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)، جشن میلاد حضرت على (ع)( روز پدر) جشن های بزرگ نیمه شعبان، روز میلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عید فطر و عید قربان، جشن بزرگ غدیر خم و تعیین حضرت علی (ع) به جانشینی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن میلاد دیگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان گیلان به شمار می آید.
عید قربان: دهمین روز از ماه ذیحجه عید قربان است که در تمام گیلان به ویژه در حوزه ی هشت‌پر و تالش گرامی داشته می شود. در منطقه تالش همه باید قربانی داشته باشند. گاهی چند نفر با هم شریک می‌شوند و یک گاو یا گوسفند قربانی می کنند و به هر حال اگر توانایی مالی این کار را نداشته باشند. دست کم با کشتن خروس؛ خون قربانی را در خانه یشان می‌ریزند در اغلب مناطق گیلان برای اجزای حیوان قربانی و به ویژه خون آن حرمت قایلند. در پاره‌ای نقاط از جمله در شاندرمن و ماسال عده‌ای خون را به آب روان می‌دهند. در نومندان آن را در طشتی نگه می‌دارند و وقتی وجین شالی تمام شد همراه با آخرین آب به شالی‌زار می‌دهند. برآنند که اگر خون قربانی به زمین نرسد. محصول زرد می‌شود.
عید غدیر: در لاهیجان و خاور گیلان روز هیجدهم از ماه ذی الحجه (عید غدیر) بعضی از ثروتمند به خان سادات تهی دست می‌رفتند. عیدی می‌دادند و برای تأمین عیدی می‌گرفتند. در این روز هم‌چنین به دیدن بزرگ‌تر آن ملانیه و خانواده می‌رفتند. عید غدیر آخرین رسم معمول در گردش یک سال قمری است جز این که در آخرین روزهای ماه ذی‌الحجه چنان که ذکر شد در برخی روستاهای کوهستانی زنان با گل مالی دیوار مساجد به پیشواز محرم می‌روند.

 

       

   

/ 0 نظر / 83 بازدید